گفتگوی اختصاصی با "شبنم فرشادجو" به بهانه ایفای نقش درنمایش "این تابستان فراموشت کردم"
" فکر می کنم بهاره کلا زمانی
که این متن را برای سه نفر نوشته بود نگاه اش هیچ گونه اتصالی بین این سه
شخصیت نبود. این نمایش اپیزود دیگری داشت که داستان یک زن دیگر بود و قرار
است در اجرای ما در خارج از ایران این اپیزود به نمایش افزوده شود. این
اپیزود در ارتباط با زنی در دوران قاجار است. او قصد داشت جهان شمولی عشق
و عشق زنان ایرانی را در این نمایش بگوید، که چگونه همیشه انتظار می کشند
ویک اتفاق ناخوش آیند عشقی در زندگی آن ها وجود دارد. این موضوع در زمان
حال، عصر مدرن و گذشته وجود داشته است. در واقع او قصد دارد اشاره ای به
این موضوع داشته باشد که در هر زمانی زن ها می توانند با این مسئله روبرو
شوند. در این نمایش نشانه های مشترکی همانند آن هایی که نام بردید وجود
دارد اما بهاره قصد داشت نگاه کلی تری به این نمایش داشته باشد..." شبنم فرشادجو از جمله بازیگران است که
بیش از دو ده در تئاتر حرفه ای فعالیت داشته است. این بازیگر در سال 1375
با بازی در نمایش"عشق آباد" داوود میر باقری فعالیت خود در زمینه تئاتر را
به شکل حرفه ای آغاز کرد. در طول این سال ها همواره با اساتید حرفه ای
تئاتر و گروه های فعال این رشته فعالیت داشته است، اما در سال های اخیر
فعالیت اش در زمینه تئاتربسیار کمرنگ شده است. فرشادجو در سال 90 تنها در
نمایش"آمدیم نبودید رفتیم" به کارگردانی رضا حداد بازی داشت، به بهانه
حضور این بازیگر در نقش" باران" زمانی که داشت توسط ماریا حاجیها برای
اجرای نمایش"این تابستان فراموشت کردم" آماده می شد، با اوبه گفت وگو
نشستیم که در ادامه می خوانید؛
مشغول اجرای نمایش" آمدیم... " بودید که
بهاره رهنما تمرینات این نمایش را شروع کرد، چه طور شد زمانی که رهنما
پیشنهاد بازی در این نمایش را به شما داد قبول کردید در این نمایش بازی
کنید، از سال 75 که با نمایش"عشق آباد" داوود میر باقری وارد کار تئاتر
شدید همواره با کارگردانان و گروه های حرفه ای تئاتر فعالیت داشتید. بهاره
به عنوان بازیگر شناخته شده است، اما در زمینه کارگردانی این نمایش نخستین
تجربه اوست . انتخاب این نقش دشوار نبود؟ در این سال ها با کارگردان های خوبی کار
کردم وتحصیلاتم نیز کارشناسی ارشد رشته کارگردانی است. در نخسیتن نمایشی
که خودم کارگردانی کردم پنج بازیگر حرفه ای در آن بازی داشتند آن ها با
بازی در نمایش من به من اطمینان کردند. حس می کنم یک نفر باید از یک جایی
شروع کند، چرا من که دوست بهاره هستم از او حمایت نکنم؟ زمانی که بهاره
پشنهاد بازی در این نمایش را به من داد خیلی راحت آن را پذیرفتم. در اولین
نمایش لیلی رشیدی "عاشقی در پاورقی" نیز که یک مونولوگ برای گروه تئاتر "
لیو" بود بازی کردم چون لیلی نیز دوستم بود و من سریع بدون اینکه فکر کنم
نقش چیست بازی در آن را قبول کردم. این موارد بیشتر دوستانه بوده است. احساس کردی چون از دوستانت هستند باید با حضورت در نمایش به آن ها کمک کنید؟ بله. کار اولشان را باید از یک جایی شروع کنند، همان طور که در اولین نمایشم دیگران به من کمک کردند. متن این نمایش نوشته مشترک سجاد افشاریان و
حمید پاک سرشت است. از ابتدا که پشنهاد بازی در این نمایش را از جانب
بهاره رهنما داشتید قرار بود در نقش"باران" بازی کنید؟ ظاهرا بنا شد این
نمایش در ابتدا سه اپیزود مختلف داشت؟ بله. در ابتدا که تلفنی با بهاره رهنما صحبت
کردم گفت که چهار اپیزود است و گفتیم که این تعداد اپیزود زیاد است و بعد
قرار شد که سه اپیزود از این نمایش اجرا شود. در ادامه از بین سه اپیزود
شخصیت "باران" را برای بازی انتخاب کردم چون خیلی متفاوت از شخصیت هایی
بود که تاکنون بازی کرده ام. البته بهاره در آن زمان به من می گفت؛ که من
تو را در شخصیت "باران" در یک لباس سیاه و قرمزمی بینم که لاغر اندام هستی
مراقب اضافه وزنت باش. خود من نیز زمانی که نمایشنامه را مطالعه کردم
متوجه شدم که شخصیت "باران" خیلی به من نزدیک نیست، به همین خاطر تصمیم
گرفتم که این شخصیت را بازی کنم. که کمی متفاوت جلوه کنید؟ بله دقیقا می خواستم متفاوت باشم. در نگاه اول نمایش "این تابستان فراموشت
کردم" این تصور را در تماشاگر ایجاد می کند که قرار است به تماشای یک اثر
نمایشی با حضور دو بازیگر بنشیند اما زمانی که ما وارد سالن می شویم با
اجرا دو مونولوگ روبرو هستیم که کاملا از هم مجزا هستند و یک سری المان
های مشترک چون؛ عشق زنانه، تابستان، چهارشنبه و...در آن وجود دارد. این
نشانه گذاری ها پیوند این دو تک گویی هستند. فکر می کنم بهاره کلا زمانی که این متن را
برای سه نفر نوشته بود نگاه اش هیچ گونه اتصالی بین این سه شخصیت نبود.
این نمایش اپیزود دیگری داشت که داستان یک زن دیگر بود و قرار است در
اجرای ما در خارج از ایران این اپیزود به نمایش افزوده شود. این اپیزود در
ارتباط با زنی در دوران قاجار است. او قصد داشت جهان شمولی عشق و عشق زنان
ایرانی را در این نمایش بگوید، که چگونه همیشه انتظار می کشند ویک اتفاق
ناخوش آیند عشقی در زندگی آن ها وجود دارد. این موضوع در زمان حال، عصر
مدرن و گذشته وجود داشته است. در واقع او قصد دارد اشاره ای به این موضوع
داشته باشد که در هر زمانی زن ها می توانند با این مسئله روبرو شوند. در
این نمایش نشانه های مشترکی همانند آن هایی که نام بردید وجود دارد اما
بهاره قصد داشت نگاه کلی تری به این نمایش داشته باشد . با وجود این که کارگردان، دو بازیگر و موضوع
داستان کاملا زنانه است! اجتماع فمنیستی در این نمایش وجود ندارد، البته
دو نویسنده کار آقا هستند، اما شاهد یک روایت یک طرفه و زنانه در این
نمایش نیستیم!؟ بله. مردهای این داستان بد نبودند و ما چه
در داستان و بازی به آن حق می دادیم و ابدا آن ها را به دید یک آدم پلید و
مقصر نگاه نکردیم. من ابدا با فمنیست موافق نیستم و دوست ندارم با این
نگاه که همه چیز باید تحت شعاع زن قرار بگیرد به موضوعات نگاه کنم. نگاه بهاره رهنما به عنوان کارگردان نیز به نمایش این طور بود؟ بله، فکر می کنم که او هم چنین نگاهی به
نمایش نداشت. نگاه ما سه نفر در این نمایش در این زمینه مشترک بود. شاید
به همین دلیل بهاره دو نویسنده مرد برای نگارش این متن انتخاب کرد تا خیلی
احساسی به نمایش نگاه نکنند. برای رسیدن به نقش"باران" بی شک یک
سری پیش فرض های ذهنی داشتید، بهاره نیز همان طور که در ابتدای گفت وگو
بیان کردید در مورد این شخصیت نظراتی داشت چه طور به اشتراک نظر رسیدید و
نقش"باران" حاضر شکل گرفت؟ این نقش برداشت مشترک من و بهاره رهنما است،
ما هر دو این نقش را از فیلتر رد کردیم. شخصیت "باران" به دلیل اگزمایی که
دارد نمی تواند گریه کند و این یک ویژگی بود که دوست داشتم، من دوست
نداشتم اشکم روی صحنه جاری شود این بغض حاضر بیشتر جواب می دهد. من
آقایانی را دیدم که پس از دیدن این نمایش گفتند، بغض تو (باران) تاثیر
زیادی بروی آن ها گذاشته است. همراه داشتن بغض بدون اینکه امکان گریه را
داشته باشم باعث تاثیر گذاری هرچه بیشتر در روایت این داستان عاشقانه شد.
همه چیز باید غیر از گریه نشان داده شود. من و بهاره نقاط مشترکی داشتیم،
نگاه مان نسبت به عشق و زن خیلی نزدیک بود. اگر قرار بود خود بهاره نیز
نقش"باران" را بازی کند حتما به همین شکل حاضر این نقش را بازی می کرد. در ابتدا اپیزود سوم این نمایش را قرار بود
رویا نونهالی بازی کند و پس از آن قرار شد بهاره رهنما خود این اپیزود را
بازی کند اما در نهایت در اجرای عموم این نمایش اپیزود وسط این نمایش از
کل داستان بیرون آمد، چرا این اتفاق افتاد؟ فکر می کنم شاید بخشی از این تغییرات به دلیل نظارت بود. اجرای نمایش" آمدیم نبودید رفتیم" اواخر
اردیبهشت ماه به اتمام رسید، زمانی که سر تمرین این نمایش بودید در
ایرانشهر دو سانس اجرا داشتید، همزمانی این دو شما را دچار مشکل نمی کرد؟ چرا من هر روز با بهاره رهنما این مشکل را
داشتم زیرا او دوست داشت که تمرینات نمایش صبح ها باشد و من ساعت2 شب به
خانه می رسیدیم چون نمایش" آمدیم..." دو اجرا داشت و من هر روز صبح با
سختی خودم را به تمرین می رساندم. خیلی آن دو هفته سخت بود و خیلی اذیت
شدم. در آن روزها به دلیل خستگی و کم خوابی اذیت می شدم و گاهی با بهاره
مشاجره هم می کردیم. با اینکه تحصیلات و فعالیت شما در طول این
سال ها در زمینه تئاتر بوده در سال های اخیر کمتر تئاتر کارمی کنید، از
شرایط تئاتر گلایه دارید؟ بله. پیشنهاد بازی در تئاتر ندارم اگر داشته باشم تئاترکارمی کنم. شاید به واسطه فعالیت در زمینه تصویر پیشنهاد بازی در تئاتر کم دارید؟ نه اصلا من کار تصویری در چند سال اخیر
نداشتم و پیشنهاد تئاتری هم نداشتم! این موضوع برای من خیلی عجیب است زیرا
من سابقه کار زیادی در تئاتر با افراد حرفه ای این رشته دارم.این برای
خودم خیلی عجیب است که پیشنهاد بازی در تئاتر را ندارم. درست است که در
نمایش" آمدیم..." رضا حداد در یک نقش کوتاه بازی دارم و در نمایش" این
تابستان..." بهاره رهنما مونولوگ بازی می کنم اما در تمام سال 90 من بی
کار بودم و حتی یک پیشنهاد بازی در تئاترهم نداشتم. این موضوع برایم عجیب،
خنده دار و سوال برانگیز شده است؟! چرا باید بی کار باشم. منی که بازیگر
تئاتر هستم و زمانی نقش های سینمایی را برای بازی در تئاتر رد کردم؟! این
موضوع را متوجه نمی شوم. در سینما و تلویزیون متوجه هستم که بازیگران زیبا
و کم تجربه را برای بازی انتخاب می کنند و گاهی بازیگری یک شبه ره صد ساله
را طی می کند، شاید طبیعی است که پشنهاد کار تصویر نداشته باشم اما اینکه
چرا در تئاتر این اتفاق برای من نمی افتد برایم خنده دار است و متوجه
دلایل این موضوع نیستم! شاید تعداد بازیگران تئاترزیاد شدند و از طرفی از حضور چهره های تصویری در تئاتر در سال های اخیر زیاد استفاده می شود؟ دلایل اصلی اش را نمی دانم! اگر روزی نشستی
در ارتباط با این موضوع گذاشتند و متوجه دلایل آن شدید به من هم اطلاع
بدهید. دراین شرایط گاهی به کوچ کردن و رفتن فکرمی کنم، گاهی دچار احساس
سرخوردگی می شوم. راستی چرا خودتان کارگردانی نمی کنید؟ به
خاطر دارم در پنجمین دوره از برگزاری جشنواره تئاتر بانوان با کارگردانی
یک نمایش در آن شرکت داشتید و اتفاقا این نمایش به عنوان اثر برگزیده این
جشنواره نیزانتخاب شد؟ متن خوب باشد حتما این کار را می کنم. این
روزها متن کمتر می خوانم اما اگر متن خوبی باشد دلم می خواهد که تجربه
کارگردانیم را تکرار کنم. ولی راستش هر بار که به پروسه پیدا کردن سالن،
پر بودن سالن های نمایش در سال 91، گرفتن مجوز، رفتن به بازبینی و... فکر
می کنم یک کمی احساس تنبلی می کنم! و حوصله این کارها را ندارم. البته جشنواره تئاتر بانوان یکی - دو دوره است که برگزار نمی شود ولی شرکت در جشنواره فرصت خوبی بود؟ دقیقا اگر برگزار می شد شاید یک کمی تنبلی
ام را کنار می گذاشتم. زیرا به من به عنوان یک کارگردان، سالنی برای اجرا
نمی دهند اما شرکت در جشنواره فرصت مناسبی برای کار بود. به عنوان یک بازیگر که حداقل نزدیک به دو دهه تئاتر بازی کردیده اید اگر بخواهید شرایط امروز تئاتر را ارزیابی کنید، نظرتان چیست؟ فکر می کنم حال تئاتر ما اصلا خوب نیست،
شاید مثل یک ماهی می ماند که از آب بیرون افتاده و در حال جان دادن است و
تقلا های آخرش را می کند و از جهتی امید داریم که دوباره خود را به آب
بیاندازد! ولی خیلی به این موضوع خوش بین نیستم. نکند جان بدهد. فکر می کنی چه عواملی باعث این وضعیت شده اند. قطعا مسائل مختلفی در این زمینه دخیل
هستند، ازسیاست گذاری مدیران، بحث بودجه، نداشتن تئاتر خصوصی ، تعداد کم
سالن های نمایش و عدم حمایت دولت، کم بودن پیشنهادهای بازیگری و...همه دست
در دست هم می دهند تا این شرایط هر روز دشوارتر شود.